در این کوره راه گمراهی های صد ساله ام که ره پیمایش بوده و هستم ؛ همزبانی که من هرگز نداشته ام، اما تنها همسفرم ، الاغ مهربان بارکشم در این سالهای صد تنهایی ، الاغ پیر و فرتوتم امروز جان سپرد...
الاغ من زیر بار معرفتهایی که در این سالها بر او بار کردم و او کم کمک فهمید ، مرد ! زیر بار سنگین انبساط شعور!
آه ای شاعران عصر ، مرثیه ای ساز کنید تا من اینک بر مزارش نزار ، آوازش دهم.
+ نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت   توسط "عبس" حمزوی
|
