تبليغاتX
یک قدم غافل شدم صد سال راهم دور شد - بوسه بر باران

یک قدم غافل شدم صد سال راهم دور شد

انسان رنج میکشد که لذت ببرد...

..

 

 

پائیز که دلش سر رفت

برگها که همه ریختند

باران که تموم شد

من لب بر آستان سپید برفها خواهم سائید ...

.

زمستان که از راه رسید

ساقه های درختها که همه قندیل بستند

در بیداد تگرگ و برف و بهمن

من چشم به چشم کودکم هر صبح خواهم گشود ...

.

فرشته ای از آسمان پا در خانه من خواهد گذاشت.

 

نام او "آرشاویر" است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت   توسط "عبس" حمزوی  |